امان از این آدمیزاد
یه حسی داشتم که تا حالا نداشتم .
فکر کنم بهش میگن انتقام .
تا حالا نداشم و نمی خواستم که داشته باشم ، فکر می کردم یه آدم باید خیلی کم و کوچیک باشه که به این حسش جولان بده ولی حالا من دارم .
دلم می خواد از تمام آدم هایی که تا حالا بخشیدمشون انتقام بگیرم . نمی دونم انتقام آدم های گذشته رو قراره چه جوری و از کی بگیرم ولی خیلی دلم می خواد اینکارو بکنم .
می دونم باری که ایندفعه برداشتم خیلی خیلی سنگینه و سنگین تر هم می شه . می دونم نه سودی داره و نه مقصدی ولی نمی تونم بگذارمش زمین . این رو هم خوب می دونم که هر کاری یه راه و رسمی داره و آدمی که تا حالا کاری رو انجام نداده نمی تونه خوب از پسش بر بیاد ولی خب انگاری تموم وجودم رو گرفته .بهش جولان می دم تا ببینم چی می شه.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 13:42 توسط
|